رشت امروز |ا. ناطق خشنود؛ چند صباحی است که اخبار و مطالبی درباره آموزش‌وپرورش استان گیلان در برخی پایگاه‌های خبری منتشر می‌شود. انتشار سریالی برخی اخبار و مطالب انتقادی، گاه بدون نام و گاه با نام‌های مستعار، تحریریه رسانه رشت امروز  را بر آن داشت تا موضوع را قدری عمیق‌تر بررسی کند و بررسی کند آنچه در فضای رسانه‌ای درباره این دستگاه اجرایی مطرح می‌شود، تا چه اندازه با واقعیت‌های عملکردی آن انطباق دارد.


اهمیت موضوع نیز روشن است. آموزش‌وپرورش دستگاهی نیست که عملکرد آن صرفاً در محدوده یک سازمان اداری باقی بماند؛ عملکرد این مجموعه با آینده جامعه و کیفیت تربیت نسل آینده گره خورده و به‌طور مستقیم بر پویایی و بالندگی جامعه فردای استان اثرگذار است. از این رو، نقد عملکرد آن نه‌تنها حق رسانه‌ها، بلکه بخشی از رسالت حرفه‌ای آنهاست.

اما مسئله اینجاست: مرز میان انتقاد و تخریب کجاست؟

برای پاسخ به این پرسش، باید سراغ شاخص‌ها رفت؛ شاخص‌هایی که فارغ از برداشت‌های شخصی، سیاسی یا رسانه‌ای مشخص می‌کنند عملکرد یک دستگاه در چه وضعیتی قرار دارد و آیا مسیر حرکت آن درست است یا خیر؟.

 وقتی شاخصی برای یک ادعا ارائه نمی‌شود

بررسی را از همان مطالب انتقادی منتشرشده در برخی رسانه‌ها آغاز کردیم. در کمال تعجب، در بخش قابل توجهی از این مطالب، خبری از شاخص، سنجه، آمار قابل استناد یا مقایسه عملکردی نبود.

در عوض، با طرح انتقادات کلی و بعضاً زرد و استفاده از واژه‌هایی همچون «ضعف»، «بحران» و تعابیر مشابه، تصویری تیره از وضعیت آموزش‌وپرورش استان ترسیم شده بود.

اینجا بود که سؤال اصلی شکل گرفت: اگر وضعیت آموزش‌وپرورش استان واقعاً تا این اندازه نامطلوب است، این وضعیت در کدام شاخص‌ها و سنجه‌های رسمی خود را نشان می‌دهد؟

برای یافتن پاسخ، پا را فراتر گذاشتیم و با برقراری ارتباط با مسئولان آموزش‌وپرورش، سراغ آمار و اطلاعات رفتیم.

نتیجه اما با تصویری که از برخی مطالب رسانه‌ای به دست می‌آمد، تفاوت قابل توجهی داشت.

 واقعیت را باید در داده‌ها جست‌وجو کرد

آموزش‌وپرورش به دلیل گستردگی ساختار و تنوع مأموریت‌ها، یکی از عریض و طویل‌ترین دستگاه‌های اجرایی کشور است. در استان گیلان حدود
۳۸۰ هزار دانش‌آموز و ۲۶ هزار معلم شاغل ، در ارتباط مستقیم با این دستگاه هستند و خانواده‌های دانش‌آموزان و معلمان نیز به‌طور مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر عملکرد آن قرار دارند.

بنابراین نمی‌توان عملکرد چنین مجموعه‌ای را با چند خبر، چند روایت یا چند انتقاد کلی قضاوت کرد.

عملکرد آموزش‌وپرورش در حوزه‌های متعددی از جمله آموزش ابتدایی و متوسطه، تربیت‌بدنی و سلامت، سوادآموزی، پژوهش، منابع انسانی، مشارکت‌پذیری، فضاهای آموزشی، انجمن اولیا و مربیان، شاهد و ایثارگران، امور مالی، پاسخگویی به شکایات، امور بانوان و جوانان، استعدادهای درخشان، امور کودکستان‌ها، مدارس و مراکز غیردولتی، آموزش‌وپرورش استثنایی و ده‌ها حوزه دیگر، با شاخص‌ها و سنجه‌های مشخص مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

بخشی از این ارزیابی‌ها توسط ستاد وزارت آموزش‌وپرورش و بخشی نیز توسط دستگاه‌ها و نهادهای برون‌سازمانی انجام می‌شود.

پس برای ارزیابی این دستگاه، معیار کم نیست؛ داده کم نیست؛ سنجه کم نیست.
تصویری متفاوت از آنچه در برخی رسانه‌ها روایت می‌شود

بررسی اجمالی این شاخص‌ها، مقایسه آنها با عملکرد سایر استان‌ها و همچنین مقایسه نتایج با ادوار گذشته، تصویری متفاوت را نشان می‌دهد.

بر اساس اطلاعات و سنجه‌های مورد بررسی، وضعیت آموزش‌وپرورش استان گیلان نه‌تنها با تصویر «بحران» و «ضعف گسترده» که در برخی مطالب رسانه‌ای ترسیم شده همخوانی ندارد، بلکه استان در بسیاری از شاخص‌ها در زمره استان‌های برتر کشور قرار گرفته است.

در شماری از شاخص‌ها، گیلان رتبه‌های اول و دوم کشور را به دست آورده و حتی در شاخص‌هایی که عملکرد ضعیف‌تری داشته، همچنان در یک‌سوم برتر استان‌های کشور قرار گرفته است.

برآیند مجموعه این سنجه‌ها نیز نشان می‌دهد آموزش‌وپرورش استان گیلان در مجموع در حال حاضر در زمره پنج استان برتر کشور قرار دارد.

البته بررسی تفصیلی تک‌تک این شاخص‌ها مجال بیشتری می‌طلبد و می‌تواند موضوع یادداشت‌های مستقل دیگری باشد؛ چرا که هر یک از این شاخص‌ها به‌تنهایی قابلیت بررسی و تحلیل جدی دارند.

 نه بی‌نقص، نه بحرانی

این البته به معنای بی‌اشکال بودن عملکرد آموزش‌وپرورش نیست.

در بررسی‌ها، در برخی حوزه‌ها نقاط قابل بهبود و اشکالاتی نیز مشاهده شد؛ موضوعی که مسئولان آموزش‌وپرورش نیز آن را انکار نمی‌کنند. بر اساس توضیحات ارائه‌شده، بخشی از این نقاط ضعف و کاستی‌ها در ماه‌های گذشته، مدیرکل آموزش‌وپرورش استان را به این جمع‌بندی رسانده که برای اصلاح روندها و ارتقای عملکرد، در سطح دو معاونت تغییرات مدیریتی ایجاد کند.

به بیان دیگر، این تغییرات نه منشأ برخی ضعف‌های موجود، بلکه واکنشی مدیریتی به بخشی از کاستی‌های عملکردی و با هدف اصلاح آنها بوده است.

نکته قابل تأمل آن است که بخش مهمی از انتقادات رسانه‌ای مورد اشاره نیز پس از این تغییرات آغاز شده و در ادامه شدت گرفته است. همین هم‌زمانی، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا بخشی از این انتقادات، علاوه بر دغدغه‌های واقعی درباره عملکرد دستگاه، تحت تأثیر روابط انسانی، مدیریتی یا حواشی ناشی از تغییرات اخیر قرار نگرفته است؟

البته نمی‌توان صرفاً بر اساس هم‌زمانی، چنین ارتباطی را قطعی دانست و برای نسبت دادن انگیزه مشخص به منتقدان، نیاز به شواهد و مستندات روشن وجود دارد. اما این پرسش را نیز نمی‌توان نادیده گرفت که آیا برخی از انتقادات اخیر، واقعاً متوجه عملکرد آموزش‌وپرورش است یا بخشی از آن واکنشی به تغییرات مدیریتی صورت‌گرفته در این دستگاه است؟

پاسخ به این پرسش را باید به داده‌ها و واقعیت‌های عملکردی سپرد؛ چرا که در نهایت، قضاوت درباره یک مدیر یا یک دستگاه باید بر اساس نتیجه عملکرد او باشد، نه مناسبات پیرامونی.

 نقد حق رسانه است؛ تخریب نه

آموزش‌وپرورش نه باید از نقد مصون باشد و نه می‌تواند چنین ادعایی داشته باشد. هر جا ضعفی وجود دارد، رسانه باید آن را ببیند، مطالبه کند و تا حصول نتیجه پیگیری کند.

اما نقد زمانی سازنده است که مستند باشد؛ زمانی اثرگذار است که قابل سنجش باشد و زمانی می‌تواند به اصلاح امور کمک کند که به جای کلی‌گویی، مسئله را دقیقاً نشانه بگیرد.

اگر دستگاهی دچار بحران است، شاخص‌های بحران باید قابل ارائه باشد. اگر مدیری ضعیف است، باید بتوان این ضعف را در عملکرد و نتایج نشان داد. اگر سیاستی شکست خورده، باید شواهد آن را ارائه کرد.

نمی‌توان صرفاً با تکرار واژه‌هایی مانند «ضعف» و «بحران»، یک واقعیت را ساخت.

بررسی انجام‌شده نشان می‌دهد میان تصویر سیاهی که در بخشی از فضای رسانه‌ای از آموزش‌وپرورش گیلان ارائه شده و تصویری که شاخص‌ها و سنجه‌های عملکردی ترسیم می‌کنند، فاصله قابل توجهی وجود دارد.

از این رو شاید بهتر باشد پیش از آنکه درباره «بحران» در آموزش‌وپرورش سخن بگوییم، ابتدا مشخص کنیم دقیقاً کدام شاخص، کدام عدد و کدام ارزیابی رسمی، چنین بحرانی را تأیید می‌کند.

زیرا در نهایت، میان (انتقاد و تخریب) یک تفاوت اساسی وجود دارد:
انتقاد، برای اصلاح، واقعیت را می‌بیند؛ تخریب، برای اثبات ادعا، واقعیت را انتخاب می‌کند.

خانم نرگس دستیار نخستین بانویی است که بعد از انقلاب مسوولیت آموزش و پرورش گیلان را عهده دار شد، او 29 بهمن 1403 مدیر کل آموزش و پرورش گیلان شد و در این مدت کوشید تا در جهت ارتقای سطح علمی و کیفی آموزش و پرورش گیلان گام بردارد.

 

همرسانی کنید:

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان